فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

125

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

كه عدد ايشان از هزاران افزون بود و از جلادت ايشان پلنگ در صحرا و نهنگ در دريا جگر خون ، همه جوانان كار و شير مردان كارزار بعدّه و اسباب لايق و بر خصم غالب وفايق ، بعزّ التحاق اردويهء همايون فايز گشت و عذر برادر نامدارش كه بواسطهء درد چشم از التثام قوايم سرير خلافت مصير تخلّف ورزيده بود بخواست و در مواقف عرض عذر مشار اليه مقبول افتاده ، حضرت سلطان عالى مكانرا لواحق تربيت با سوابق تمشيت مضموم شد و بخصايص انظار عنايت پادشاهى و جلايل الطاف نامتناهى عزّ افتخار و شرف استظهار يافت و شكوه خيل عالم گيرش معسكر همايونرا زينتى تازه و آرايشى بىاندازه داد و همچنين امرا و داروغگان اطراف آن ولايات هر يك با لشكرهاى فراوان بيابان در بيابان فرو گرفتند و يكان يكان چون عزّلحوق باردويهء همايون مىيافتند تنسوقهاء لايق و پيشكشهاى موافق هنگام التثام سرير دولت مصير بعزّ عرض ميرسانيدند و اسبان راهوار برسم سلامى در محضر نامى و محفل سامى ميگذرانيدند و لطف دريا بخش حضرت اعلى خانى آن را بر لشكريان قسمت ميفرمود و همچنين تمام سكّان ولايات تركستان كه حكم همايون عزّ صدور يافته بود كه جملگى درين سفر مبارك اثر شروط مصاحبت و مرافقت تقديم نمايند و اداء سماع امر واجب الاتباع « فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً » « 1 » نموده بمعسكر همايون جهت اقدام بوظايف جهاد و اقامت مراسم غزا و اجتهاد فى سبيل اللّه [ 54 ر ] حاضر كردند . تمامى باندك زمانى بلا توقف و توانى عزّ حضور يافتند و يوزبكيان و سرخيلان ولايات با صد چهاو دهه چها پى در پى بمعسكر همايون ميرسيدند و هر يك در مستقر و مرتبهء خود فرود مىآمدند تا بدين گونه در اندك زمانى خلقى بىشمار از عساكر جرّار كه حساب افراد ايشان جز پروردگار ندانستى و احصا و شمارشان هيچ يك از بشر نتوانستى چنانچه از بعضى ارباب قياس و تخمين استماع افتاد كه زيادت از سيصد هزار مرد تيرافكن كه در

--> ( 1 ) - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً . سورة النساء آيهء : 70 . كاتب در متن « ثباتا » نوشته بود .